العلامة المجلسي
843
حياة القلوب ( فارسي )
رضاى تو دورى كردهام ؟ آيا مىبينى خود را كه مرا عذاب كنى وحال آنكه شبهاى خود را براي تو به بيدارى گذرانيدهام ؟ » . پس حق تعالى به أو وحى فرستاد كه : سر بردار كه من تو را عذاب نمىكنم . پس الياس مناجاة كرد كه : پروردگارا ! اگر بگوئى كه تو را عذاب نمىكنم پس عذاب كنى چه خواهد شد ؟ آيا نيستم من بندهء تو وتو پروردگار من ؟ حق تعالى وحى نمود كه : سر بردار كه من وعدهاى كه كردم البتة وفا مىكنم « 1 » . ودر حديث معتبر ديگر همين قصه را بعينه موسى بن أكيل از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده است ودر آنجا به جاى الياس ، اليا واقع شده است « 2 » . ودر حديث معتبر ديگر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : بر شما باد به خوردن كرفس كه آن طعام الياس ويسع ويوشع بن نون بوده است « 3 » . در حديث معتبر ديگر از حضرت امام محمد تقي عليه السّلام منقول است كه : حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود كه : روزى پدرم امام محمد باقر عليه السّلام در طواف بود كه ناگاه مردى به أو برخورد كه چيزى بر روى خود بسته بود وطواف آن حضرت را قطع نمود وبرد آن حضرت را به خانهاى كه در پهلوى صفا بود وفرستاد ومرا نيز طلبيدند ، بغير از ما سه نفر ديگر كسى نبود ، پس به من گفت : مرحبا ! خوش آمدى اى فرزند رسول خدا ، پس دست خود را بر سر من گذاشت وگفت : خدا بركت دهد در علوم وكمالات تو اى امين خدا بر علوم أو بعد از پدران خود . پس رو كرد به پدرم وگفت : اگر مىخواهى تو مرا خبر ده واگر مىخواهى من تو را خبر دهم ، واگر مىخواهى تو از من سؤال كن واگر مىخواهى من از تو سؤال كنم ، واگر مىخواهى تو به من راست بگو واگر مىخواهى من به تو راست بگويم . پدرم گفت كه : همه را مىخواهم .
--> ( 1 ) . كافى 1 / 227 . ( 2 ) . بصائر الدرجات 341 . ( 3 ) . كافى 6 / 366 ؛ محاسن 2 / 322 .